اتحادیه عرب پوشش غرب برای ترسیم مجدد نقشه خاورمیانه

نویسنده: "فینیان کانینگهام " فتنه جدیدی شبیه توطئه های کلاسیک استعماری در قرون گذشته در حال شکل گیری است . توطئه هایی همچون سایکس پیکو که راههای ارتباطی بلاد شام و خاورمیانه را قطع کرد یا خیانتی که علیه اعراب پس از جنگ جهانی دوم تحمیل شد و یا غارت نفت عراق از سوی سرمایه داران بریتانیایی .لیکن این بار این اعراب هستند که نیروهای استعمارگر جدید رافریب می دهند تا کشور عرب دیگری را به تسلیم وادارند. همه این تلاش ها از سوی اتحادیه عربدر حال شکل گیری است.در طول سال گذشته 22 کشور عضو این اتحادیه به عنوان پوشش جعلی به نفع غربی ها در اجرای طرح ترسیم دوباره نقشه سیاسی کشورهای عربی برای تحقق منافع استراتژیک خود ظاهر شدند.قیامهای مردمی که از اوایل سال 2011 در کشورهای عربی صورت گرفت رفته رفته از سوی غرب برای انحراف از مسیر اصلی خود برای رسیدن به اهداف معلوم به بازی گرفته شد.هدف اساسی و آشکار غرب از دخالت در قیامها که به بهانه "حمایت " صورت گرفت این ایده بود که غربی ها نگران حقوق بشر و حقوق شهروندان عربی هستند. لیکن نگاهی به تاریخ ایالات متحده آمریکا ، بریتانیا و فرانسه و سایر کشورهای غربی در تحمیل جنگ های جنایتکارانه در قرن گذشته علیه سرزمین های اسلامی که قریب به یک میلیون کشته و میلیونها نفر مجروح و معلول برجاگذاشت این کشورها را امروزه با چالش مصداقیت در اهداف اشکارشان از دخالت در کشورهای عربی روبرو کرده است.در چنین شرایطی اتحادیه عرب دست به کاری زد که از زمان تاسیسش در سال 1945 تاکنون بی سابقه بوده است. لغو عضویت دو کشور لیبی و سوریه از اندست اقداماتی است که نقش جدید اتحادیه عرب را فاش می کند.در ظاهر اتحادیه عرب این تصمیم را که با مشارکت واشنگتن، پاریس و لندن صورت گرفت با هدف حمایت از سلامت شهروندان در رویارویی با سرکوب وحشیانه حکامشان اتخاذ کرده است.اما بدون تحریم های اتحادیهعرب علیه سوری ها بدون شک دخالت غرب عبارت بود از افشای چهره جدید استعمار قدیم. به رغم این اما هرگونه دخالتی چه مستقیم و چه غیر مستقیم در کشورهای عربی به معنای استعمار بوده و حقیقتی انکار ناپذیر خواهد بود.این دخالت اما به شرح زیر اجرایی می شود:تحریک بر خشونت و ایجاد عدم ثبا در کشور هدف ، تجهیز گروههای تروریستی و شورشی، هدایت این گروهها از طریق سازمانهای امنیتی خارجی. و لذا دولتی که اقدام به سرکوب این شورشیان مسلح نماید از سوی غرب متهمبه نقض حقوق بشر می شود. در گام بعدی اتحادیه عرب عضویت آن کشور را لغو می کند. در نتیجه از او به عنوان دولت سرکش و یاغی تبلیغ می نماید. همین امر پوشش مناسبی برای دخالت حتی نظامی کشورهای غربی علیه کشور هدف و ارتکاب جنایات وحشیانه ای به اسم "مسئولیت و حمایت" فراهم می کند. سپس نوبت به مهندسی تغییر نظام حاکم در کشور هدف می رسد که در خدمت به منافع غرب است. این همان معادله استعمار جدید غرب در اراضی عربی به کمک چند کشور عربی دیگر است.لیبی در واقع تجربه نخست این معادله محسوب می شود و آن غربی ها سرگرماجرای ان در یکحمله تبلیغی روانی بی سابقه در سوریه هستند. فراموش نکنیم که ترک لیبی توسط اتحادیه عرب بلافاصله پس از هفت ما از بمباران این کشور توسط نیروهای ناتو که نتیجه ای جز قتل عام هزاران شهروند لیبیایی صورت گرفت. جنایتی که به سبب عدم پوشش رسانه ای هرگز ابعاد آن باز نشد . اما این موضوع به معنای آن نیست که اعراب را از دست داشتن در ریختن خون اعراب لیبی مبرا بدانیم. به نظر می رسد اتحادیه عرب تا همین جا هم نقش اضافی رادر توسعه این معادله اجرا کرده است. پر واضح است که آنچه در سوریه می گذرد نوعی شورش مسلحانه صرف با حمایت مالی و تسلیحاتی غرب است. و ترکیه و پادشاهی عربستان سعودی نیز در رتبه نخست و نقش اصلی تجهیز نظامی آنچه که ارتش ازاد سوریه نامیده می شود، بر ضد نیروهای دولت سوریه بازی می کند.اتحادیه عرب متاسفانه هفته گذشته از شورای امنیت خواست تا با محاصره حکومت بشار اسد مقدمات دخالت نظامی ناتو در این کشور همانند لیبی را فراهم کند. شکی نیست وتوی دوگانه روسیه و چین در شرایط کنونی مانع از تکمیل این معادله شده است.روسیه و چین درس های خوبی از معامله غرب با قضیه لیبی گرفته اند آنجا که غربی ها با پرچم ناتو و با سوء استفاده از قطعنامه شورای امنیت تحت شعار بحث برانگیز "مسئولیت محافظت"علیه این کشور آفریقایی – عربی اقدام نظامی صورت دادند.نقش اتحادیه عرب در این عمل خیانتکارانه که همانند سگ شکاری غرب بود در اظهارات ویلیام هیگ وزیر دفاع انگلیس پس از وتوی قطعنامه شورای امنیت توسط روسیه و چین متجلی شد آنجا که گفت: روسیه و چین امروز در برابر یک انتخاب ساده قرار دارند . ایا قصد دارند از مردم سوریه و اتحادیه عرب حمایت کنند یا خیر؟ این اظهار نظر ناظر بر یکسری حقایق و یکسری دروغ در خوش بینانه ترین وضع است . اول اینکه روسیه و چین تصمیم به حمایت از حکومت سوریه گرفته اند زیرا آنها کاملا بر حقیقت اشراف دارند. به رغم پوشش جانبدارانه تحولات سوریه توسط رسانه های غربی اما آقای بشار اسد رییس جمهوری سوریه از محبوبیت و حمایت مردمی برخوردار است بنابراین دارای مشروعیت می باشد. همانگونه که " سرکوب وحشیانه " که هیگ از ان در سوریه سخن می گوید موج ضد خشونتی است که غربی ها به این خشونت اعتراف دارند و اعراب نیز همانگونه که در لیبی انجام دادند در سوریه نیز بر آن می دمند.دوم؛ مخالفت روسیه و چین با قطعنامه شورای امنیت دقیقا مطابق با گزارش گروه اعزامی حقیقت یاب اتحادیه عرب به سوریه بوده است. گزارش این اتحادیه تاکید دارد که خشونت در سوریه از سوی گروههای مسلح و گروههای معارض مسلحصورت گرفته و انان اقدام به قتل شهروندان سوری برای تحریک خارجی ها کرده اند. و این گزارش تماما با روح تبلیغات منفی رسانه های غربی که تلاش می کنند دولت سوریه را مسبب قتل شهروندان سوری بنامند، مغایرت دارد.در نتیجه دبیرخانه اتحادیه عرب اقدام به لغو ماموریت این گروه اعزامی کرد چرا؟ چون این گروه حقیقت یاب دست غربی ها رادر دروغ بزرگ پیرامون تحولات سوریه رو کرد. این موضوع از سوی دیگر به خوبی اتهام ویلیام هیگ علیه روسیه و چین مبنی براینکه این کشور از اتحادیه عرب حمایت نمی کند را افشا کرد. این در حالی است که مسکو و پکن دقیقا در حمایت از گزارش گروه اعزامی اتحادیه عرب رفتار کردند.سوم؛ از زاویه دیگر نیز می توان به اظهارات وزیر دفاع انگلیس مبنی براینکه روسیه و چین از تحرک اتحادیه عرب در تحمیل مجازاتها علیه سوریه حمایت نکرد، نگریست. این اظهارات در نوع خود پرده از هدف اصلی اتحادیه عرب می گشاید.اتحادیه عرب نقش اعطای مشروعیت اخلاقی و سیاسی به نیروهای نظامی غرب برای اقدام نظامی علیه سوریه ایفا می کند. همان نقشی را که در لیبی ایفا کرد.واشنگتن و لندن و سایر کشورهای غربی همواره استراتژی استعماری جدید خود را تحت شعار " مسئولیت محافظت " از طریق کشورهای عربی پنهان کرده اند. در نمایی نزدیک تر هدف از برنامه ریزی غرب برای بازی دادن تحولات عربی، مهندسی تغییر نظام هایی است که مخالف منافع راهبردی غرب محسوب می شوند. سوریه یکی از این نظامها است زیرااز حقوق فلسطینی ها دفاع کرده و با تجاوزات اسراییل که همواره از سوی غرب حمایت شده، مخالفت نموده است. در این پیوند لیست اشتباهات دمشق از دید غربی ها به همبن جا ختم نمی شود زیرا او از مقاومت حزب الله دفاع می کند و در برابر سیاست های امپریالیستی آمریکا در خاورمیانه نیز قد علم کرده است.یکی از اهداف مستقیم هجمه آمریکا و غرب علیه سوریه ائتلاف بلند مدت این کشور با جمهوری اسلامی ایران است. ایالات متحده آمریکا و هم پیمانانش از این طریق قصد دارند نظام حکومتی در ایران را نیز تغییر دهند و معتقدند رهایی از نظام کنونی سوریه کلید طرح غرب برای رهایی از ایران است.آنچه امروز سوریه با آنروبرو است نتیجه مخالفت های دمشق با پیشنهادات آمریکا برای اجرایی کردن طرح حمله به ایران در فوریه سال 2010 است. سوری ها به شدت با این پیشنهاد واشنگتن مخالفت کردند.به هرحال نقشه راه آمریکایی – غربی چیزی فراتر از ترسیممجدد مرزهای خاورمیانه است. مایکل چودوفسکی در کتاب جدیدش سناریوی جنگ جهانی سوم و نقشه راهی را که نهادهای نظامی آمریکا با هدف سیطره و هیمنه بر مناطق غنی از انرژی خداوندی که خاورمیانه و آسیای میانه یکی از مهمترین این مناطق هستند را به خوبی تشریح می کند. به گفته چودوفسکی این دو منطقه محل حضور رقبای اصلی آمریکا یعنی چین و روسیه است. از آنجا که چین ورسیه و ایران و سوریه در یک جبهه قرار دارند غربی ها برای تغییر نظامها در این دو کشور به تکاپو افتاده اند.بازگردیم به نقش خیانتکارانه ای که اتحادیه عرب در خدمت به طرح قدرتهای خارجی ایفا می کند. شاید تمسخر آمیز باشد بگوییم فلسفه وجودی تاسیس این اتحادیه " حمایت از حاکمیتو استقلال" کشورهای عربی باشد.سوریه که خود یکی از هفت کشور موسس اتحادیه عرب در سال 1945 بود امروز باهمان شعار خنجری از پشت از سوی سایر اعضای جامعه دریافت کرده است.آنچه مشهود است اینکه کشورهای حاشیه خلیج فارس بیشترین خیانت و مکر را علیه سایر اعضا انجام می دهند. عربستان سعودی، قطر، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس کویت ، امارات و عمان در محکومیت سوریه و لیبی تلاش زیادی کردند و بهانه های لازم برای هرگونه دخالت در این کشور را فراهم نمودند. این در حالی است که همین کشورها بیشترین سرکوب علیه مطالبات مردم سالارانه جامعه خود را صورت داده اند. تحت نام هایی چون، شیخ نشین، امارت ، سلطنت و پادشاهی با مشت آهنین بر مردم خود حکومت می کنند.آنچه خنده دار است اینکه سعودی و قطر از سوریه خواستار اصلاحات سیاسی بیشتر هستند. در حالی که خود این کشورها بویی از اصلاحات نبرده و به صورت سلطنتی اداره می شود.کشورهای یاد شده در حالی به ائتلاف غربی علیه ائتلاف سوریه و ایران پیوسته اند که در این دو کشور همواره مردم با اراده خود بر سرنوشت خود حکومت می کنند و دولتها دارای محبوبیت و مشروعیت قانونی هستند.ائتلاف غربی – عربی علیه سوریه آنآندست لطیفه های تلخ است که همواره در جهان معاصر افکار عمومی جهان شاهد آن بوده اند اما به دلیل هیاهوی رسانه ای غرب هر بار رخ داد ناعادلانه در تاریخ ثبت شده است.* روزنامه‌نگار و موسیقیدان آمریکایی ایرلندی تبارمترجم: مهدی شکیبایی
اخبار مرتبط:
▫ در سوریه چه می‌گذرد؟  فرارو  -  سياسي  -  ‏۱۳۹۱/۰۱/۱۲
▫ روسیه و چین از سوریه دست خواهند کشید؟  تابناک  -  سياسي  -  ‏۱۳۹۰/۱۲/۰۹
▫ چرا آل سعود از ثبات سوریه هراسان است؟  فرهنگ نیوز  -  سياسي  -  ‏۱۳۹۰/۱۱/۲۵
▫ رویارویی شرق و غرب بر سر سوریه /علی تتماج  بصیرت  -  سياسي  -  ‏۱۳۹۰/۱۱/۲۴
▫ روسیه و چین قطعنامه ضد سوری را وتو کردند  تابناک  -  سياسي  -  ‏۱۳۹۰/۱۱/۱۵
▫ چین و روسیه قطعنامه ضد سوری را وتو کردند؛ دلایل نمایندگان چین و روس  همشهری آنلاین  -  بين‌الملل  -  ‏۱۳۹۰/۱۱/۱۵
▫ توافق با آمریکا صحت ندارد  جام جم  -  بين‌الملل  -  ‏۱۳۹۰/۱۱/۱۵
▫ بازی «متفاوت» روسیه در سوریه؛ «برد و باخت»‌های مسکو  ایراس  -  بين‌الملل  -  ‏۱۳۹۰/۰۹/۲۱
▫ تظاهرات هزاران كارگر آمريكايي در شيكاگو  خبرگزاری فارس  -  بين‌الملل  -  ‏۱۳۹۰/۰۳/۳۰
▫ آيا روسيه در روياي به زير كشيدن آمريكاست (۱)  خبرگزاری فارس  -  بين‌الملل  -  ‏۱۳۸۸/۱۱/۱۴
تاريخ انتشار: ۱۳۹۰/۱۲/۲  |  ساعت انتشار: ۱۱:۴  |  کد خبر: ۵۴۵۹۵۱  |  منبع: خبرگزاری قدس  | 
پربیننده‌ترین اخبار بين‌الملل
پربیننده‌ترین اخبار